پاسخ مستقیم: تفاوت مویرگ پیوسته، منفذدار و ناپیوسته در شکل دیواره و غشای پایه آنهاست. در مویرگ پیوسته، یاختههای پوششی ارتباط تنگاتنگ دارند؛ در مویرگ منفذدار، در غشای خودِ یاختههای پوششی منافذ فراوان دیده میشود و غشای پایه ضخیم است؛ در مویرگ ناپیوسته، فاصله میان یاختههای پوششی بهصورت حفره دیده میشود و غشای پایه ناقص است. مثالهای کتاب بهترتیب دستگاه عصبی مرکزی، کلیه و جگرند. دام اصلی تست این است که «منفذ داخل غشای یاخته» را با «حفره بین یاختهها» یکی بگیری.
تفاوت مویرگ پیوسته، منفذدار و ناپیوسته چیست؟
برای مقایسه، دیواره را به دو بخش جدا تقسیم کن: نخست یاختههای پوششی سنگفرشی و دوم غشای پایه پیرامون آنها. در نوع پیوسته، ارتباط یاختههای پوششی تنگاتنگ است. در نوع منفذدار، منافذ فراوان در غشای یاختههای پوششی قرار دارند و غشای پایه ضخیم است. در نوع ناپیوسته، یاختههای پوششی همچنان به هم متصلاند، اما فاصلههایی میان آنها به شکل حفره در دیواره دیده میشود و غشای پایه کامل نیست. پس نام هر نوع را فقط از روی یک فضای سفید در شکل حدس نزن؛ جای دقیق آن فضا نسبت به مرز یاخته تعیینکننده است.
- پیوسته: ارتباط تنگاتنگ یاختههای پوششی؛ مثال کتاب، دستگاه عصبی مرکزی.
- منفذدار: منافذ فراوان در غشای یاخته پوششی و غشای پایه ضخیم؛ مثال کتاب، کلیه.
- ناپیوسته: حفره میان یاختههای پوششی و غشای پایه ناقص؛ مثال کتاب، جگر.
- ویژگی مشترک: دیواره هر سه نوع از یک لایه یاخته پوششی سنگفرشی ساخته شده و ماهیچه صاف ندارد.
منفذ یاختهای با حفره بینیاختهای چه تفاوتی دارد؟
در مویرگ منفذدار، منفذ از محدوده غشای یک یاخته پوششی عبور میکند؛ یعنی دو سوی منفذ هنوز به همان یاخته مربوطاند. در مویرگ ناپیوسته، حفره در فاصله میان دو یاخته پوششی دیده میشود. برای تشخیص در شکل، ابتدا مرز هر یاخته و جای هسته را پیدا کن و بعد بپرس فضای خالی داخل پهنه یک یاخته است یا میان دو یاخته. واژههای «منفذدار» و «ناپیوسته» درباره یک ویژگی واحد نیستند و جابهجاکردن آنها، رایجترین خطای این شکل است.
- فضای داخل مرز یک یاخته پوششی: منفذ یاختهای و نشانه نوع منفذدار.
- فضای میان دو یاخته پوششی: حفره بینیاختهای و نشانه نوع ناپیوسته.
- نزدیکبودن دو یاخته به معنی نبود کامل راه عبور ماده نیست.
- رنگ، اندازه و تعداد نمادهای شکل شماتیک معیار قطعی نیستند.
غشای پایه در سه نوع مویرگ چه نقشی در تشخیص دارد؟
سطح بیرونی مویرگ را غشای پایه احاطه میکند و در محدودکردن عبور مولکولهای بسیار درشت نقش صافی دارد. در شکل کتاب، غشای پایه نوع منفذدار ضخیم و غشای پایه نوع ناپیوسته ناقص نشان داده شده است. بنابراین وجود منفذ در غشای یاخته پوششیِ مویرگ منفذدار به معنی بازبودن مسیر برای هر مولکولی نیست؛ غشای پایه ضخیم همچنان عبور مولکولهای درشت مانند پروتئینها را محدود میکند. در تست، ویژگی یاخته پوششی و ویژگی غشای پایه را در دو ستون جدا بنویس.
مویرگهای مغز، کلیه و جگر از کدام نوعاند؟
در مثالهای کتاب زیست دهم، مویرگهای دستگاه عصبی مرکزی پیوستهاند و ورود و خروج مواد در آنها بهشدت تنظیم میشود. مویرگهای کلیه منفذدارند؛ منافذ غشایی در کنار غشای پایه ضخیم دیده میشوند. مویرگهای جگر ناپیوستهاند؛ حفرههای بینیاختهای و غشای پایه ناقص با تبادل گستردهتر مواد در این اندام سازگارند. این مثالها را بهصورت سه جفت «ساختار + اندام» یاد بگیر، نه سه نام جدا از شکل.
- دستگاه عصبی مرکزی ← مویرگ پیوسته ← تنظیم شدید ورود و خروج مواد.
- کلیه ← مویرگ منفذدار ← منفذ غشایی همراه غشای پایه ضخیم.
- جگر ← مویرگ ناپیوسته ← حفره بینیاختهای همراه غشای پایه ناقص.
- از این سه مثال کتاب، درباره همه مویرگهای هر اندام یا همه اندامهای بدن حکم تازه نساز.
شکل انواع مویرگ در زیست دهم را چگونه تحلیل کنیم؟
شکل را از داخل رگ به بیرون بخوان. ابتدا مجرای مویرگ را پیدا کن، سپس مرز و هسته یاختههای پوششی را مشخص کن و در پایان خط غشای پایه را دنبال کن. اگر یاختهها ارتباط تنگاتنگ دارند، نوع پیوسته را بررسی کن. اگر سوراخها در پهنه یاختهاند، به نوع منفذدار فکر کن و ضخیمبودن غشای پایه را کنترل کن. اگر فضای خالی میان یاختههاست، نوع ناپیوسته را با ناقصبودن غشای پایه تطبیق بده. این ترتیب مانع میشود هر فضای خالی را «منفذ» بنامی.
- گام ۱: مجرای رگ و سمت بافت را از هم جدا کن.
- گام ۲: مرز هر یاخته پوششی و محل هسته را پیدا کن.
- گام ۳: فضای خالی را داخل یاخته یا میان دو یاخته طبقهبندی کن.
- گام ۴: پیوستگی و ضخامت غشای پایه را بررسی کن.
- گام ۵: نتیجه را با مثال اندامیِ دادهشده کنترل کن.
یک مثال مستقل از تشخیص انواع مویرگ را حل کنیم
فرض کن سه مقطع بینام داریم. در مقطع «الف»، یاختههای پوششی کنار هماند و خط غشای پایه بدون گسست دیده میشود. در «ب»، چند سوراخ در پهنه یاختههای پوششی وجود دارد و خط بیرونی ضخیم است. در «پ»، فاصله واضحی میان دو یاخته دیده میشود و خط غشای پایه در همان ناحیه کامل نیست. «ب» منفذدار و «پ» ناپیوسته است. برای نامگذاری قطعی «الف» بهعنوان پیوسته نیز باید ارتباط تنگاتنگ یاختهها را از شکل یا توضیح آن تأیید کنیم؛ صرفاً نداشتن سوراخ در یک برش محدود، شاهد کافی برای حکم مطلق نیست.
عبارت تستی مویرگها را چگونه تجزیه کنیم؟
عبارت «مویرگ کلیه چون حفرههای بزرگی میان یاختههای پوششی و غشای پایه ناقص دارد، منفذدار نامیده میشود» دو ویژگی را جابهجا کرده است. کلیه مثال مویرگ منفذدار است، اما ویژگیهای گفتهشده به نوع ناپیوسته مربوطاند. در نوع منفذدار، منافذ در غشای خود یاخته پوششی قرار دارند و غشای پایه ضخیم است. درستبودن نام اندام در ابتدای گزینه، خطای ساختاری ادامه جمله را جبران نمیکند؛ هر ادعا را جدا بسنج.
خطاهای رایج تستهای انواع مویرگ کداماند؟
بیشتر دامها از مخلوطکردن سه لایه اطلاعات ساخته میشوند: جای فضای خالی، وضعیت غشای پایه و اندام نمونه. کنار هر گزینه سه برچسب «یاخته، غشای پایه، اندام» بگذار.
- منفذ غشای یاخته را با حفره میان یاختهها یکی نگیر.
- غشای پایه ضخیم را به مویرگ ناپیوسته نسبت نده؛ در شکل کتاب، غشای پایه آن ناقص است.
- مویرگ منفذدار کلیه را به دلیل داشتن منفذ، بدون محدودیت برای عبور همه مواد ندان.
- پیوستهبودن را به معنی توقف کامل تبادل مواد تفسیر نکن.
- مویرگ ناپیوسته را فاقد هرگونه اتصال میان یاختههای پوششی معرفی نکن.
- وجود یک لایه یاخته پوششی سنگفرشی را ویژگی اختصاصی فقط یکی از سه نوع ندان.
- از ضخامت یا تعداد منافذ در طرح شماتیک، مقدار عددی تبادل استخراج نکن.
چکلیست ۳۰ ثانیهای تشخیص نوع مویرگ چیست؟
پیش از انتخاب گزینه، جای فضای خالی را مشخص کن و خط غشای پایه را تا انتها دنبال کن. سپس مثال اندامی را فقط برای کنترل نتیجه به کار ببر؛ تشخیص ساختاری باید با خود شکل هم سازگار باشد.
- یاختههای پوششی ارتباط تنگاتنگ دارند؟
- فضای خالی داخل غشای یاخته است یا میان دو یاخته؟
- غشای پایه کامل و معمولی، ضخیم یا ناقص نشان داده شده است؟
- مثال اندام مغز، کلیه یا جگر است؟
- ویژگی یاخته پوششی را با ویژگی غشای پایه جابهجا نکردهام؟
- قیدهای «همه»، «فقط» و «کاملاً» با متن شکل سازگارند؟
- جزئیات را با کتاب درسی رسمی همان سال تطبیق دادهام؟
برای تشخیص انواع مویرگ، دو مرز را جدا ببین: یاخته پوششی و غشای پایه. ارتباط تنگاتنگ یاختهها نشانه مویرگ پیوسته است؛ منفذ در غشای خود یاخته همراه غشای پایه ضخیم، مویرگ منفذدار را نشان میدهد؛ و حفره میان یاختهها همراه غشای پایه ناقص، نشانه مویرگ ناپیوسته است. جفتهای کتابی را نیز کنترل کن: دستگاه عصبی مرکزی ـ پیوسته، کلیه ـ منفذدار و جگر ـ ناپیوسته.
این درسنامه با متن و شکل انواع مویرگ در زیستشناسی ۱، کد رسمی ۱۱۰۲۱۶، نسخه ۱۴۰۵–۱۴۰۶ تطبیق داده شده است؛ در پرسشهای وابسته به جزئیات شکل، همان نسخه رسمی را مبنا قرار بده.